به نام خدا

خیلی وقته که نبودم و ننوشتم، از روزی که تصمیم گرفتم ازدواج کنم تا الان که دارم می نویسم  زندگیم پر از فراز و نشیب های زیادی شده! گاهی با خودم میگم تو این ۲۰ ماهی که گذروندم خیلی بیشتر از سنم سختی کشیدم و اگه لطف خدا نبود قطعا نمی‌تونستم اون روزا رو بگذرانم.

تو این بیست ماهی که اینجا نبودم و ننوشتم زندگیم،افکارم، شخصیتم و روحیاتم خیلی عوض شد طوری که بعضی وقتا به گذشته ی خودم فکر میکنم می بینم چقدر غمگینم و شادی و سرزندگی دو سال قبل رو ندارم!! اما با وجود همه ی مشکلاتی که گذشت تمام تلاشمو میکنم که شاد و مثبت نگر باشم.

از آخرین پست تا الان اتفاق های زیادی افتاده که دوست دارم راجبشون بنویسم  شاید از برجسته ترین رخدادها تو این مدت ازدواج و اومدن به خونه ی خودم و از دست دادن پدرم  که سخت ترین و تلخ ترین اتفاق بود.

 

+ امیدوارم بتونم مرتب بیام و از احوالات و روزهام بنویسم.